هدف از این تحقیق بررسی معنا درمانی و نظریه ی فرانکل با فرمت docx در قالب 46 صفحه ورد بصورت کامل و جامع و با قابلیت ویرایش می باشد

 

 

 

فهرست مطالب

مقدمه بر نظریه معنا درمانی

عنوان

اصول معنا درمانی

گروه درمانی وجود گرا

ارزش زندگی 

معنا خواهی در دیدگاه فرانكل

نا امیدی وجودی

انسان در جستجوی معنای غایی

اثر بخشی

روشهای افزایش آگاهی وجودی

آموزش اهمیت قبول مسئولیت برای معنا

پرسش از مراجعان در باره معنا

استخراج معنا با روش پرسش و پاسخ سقراطی

به كار گیری تشبیهات 

استخراج معنا از طریق نم

پیشنهاد معنا 

تجزیه و تحلیل رویا

قصد متضاد

مرحله بعد ترس بیمار

اندیشه زدایی

روحانیت پزشكی

اصلاح نگرش ها

درمان گروهی سالمندان

نکاتی در رابطه با اختلالات روانی در سالمندان

روشهای پیشگیری از افسردگی وتنهای در سالمندان

منابع

 

 

 

در شهر وین ، پایتخت اتریش و در قاره اروپا سه مکتب روانشناسی  بنیاد  گذاشته  شده است . مکتب روانکاوی فروید ، مکتب روانشناسی فردی آدلر و مکتب معنا درمانی فرانکلفرانکل بنیان گذار مکتب معنا درمانی لوگوتراپی  در بیست و ششم مارس  سال 1905  در وین متولد و در دوم سپتامبر سال 1997 در سن 92 سالگی در همان شهر در گذشت . آلمانی ها ،   فرانکل را در سن  37سالگی دستگیر کردند  و به اردوگاه وحشتناکی  منتقل کردند . در اردوگاه که همه چیز را از او گرفته بودنداین شیوه تفکر در فرانکل بوجود آمد  که می گفت .مهم آن نیست که من چه می خواهم باشم ، مهم  آن است که من چه کسی باید  باشم . در ارتباط با مفهوم بودن برای او سؤال انسان بودن مطرح شد . او معتقد بود که انسان بودن ، یعنی مسئول بودن ، تصمیم گیرنده ، موضع گیرنده و ارزشیابی کننده بودن . ازابتدا  مفاهیمی چون : زندگی ،  روح و   معنا ذهن  فرانکل را به  خود مشغول کرد . به عقیده او، ما انسان ها سؤال کننده نیستیم ، جواب دهنده هستیم .

 

 

 

ما باید به سؤال هایی که زندگی از ما می کند با آزادی  احساس مسئولیت کامل جواب دهیم . در انتخاب جوابی که انسان به سرنوشت خود می دهد و انتخاب نگرشی که در مقابل سرنوشت خود بر گزیند، آزاد است . در نتیجه مسئول جوابی است که به سرنوشت می دهد و مسئول شیوه تفکر و نگرش ی است که انتخاب می کند .انسان باید پاسخی بدهد که در شأن انسان است فرانکل روزی به شاگردان خودگفت من معنای زندگی خود را در این می بینم که به دیگران کمک کنم تا آنها  در زندگی خویش معنا بیابند او همیشه با انسان هایی روبرو می شد که پرسش هایی در باره معنای مطرح می کردند. فرانکل معتقد بود مشکل  انسانامروز بی معنی زندگی  بودن زندگی ، خلا وجودی و ناکامی وجودی است.