هدف از این تحقیق بررسی مدیریت استعداد با فرمت docx در قالب 35 صفحه ورد بصورت کامل و جامع و با قابلیت ویرایش می باشد

 

 


فهرست مطالب
مدیریت استعداد
مفهوم استعداد
تعریف مدیریت استعداد
اهمیت و ضرورت مدیریت استعداد
فرایند مدیریت استعداد
جذب استعدادها
انتخاب استعداد ها
همسوسازی و نگهداشت استعدادها
توسعه استعدادها
الزامات توسعه مدیریت استعداد
فراهم کردن بسترهای فرهنگی در سازمان
مدیریت غیرمتمرکز
اصلاح ساختارهای استخدامی
 ایجاد یک نظام ارزشیابی عملکرد سیستماتیک
نقش و حمایت مدیران
کاهش بوروکراسی و مقررات دست و پاگیر اداری
كشف افراد باهوش و لايق
آموزش مدیریت منابع انسانی
 مزایای نظام جامع مدیریت استعداد
پیشینه پژوهشی
تحقیقات داخلی
تحقیقات خارجی

 



درباره استعداد و مفهوم آن می توان با نگاهی به منابع مختلف به تعاریف متعددی دست یافت. ما نیز در این جا برای آغاز بحث به تعریف این مفهوم به عنوان یکی از مفاهیم اساسی مطرح در این پژوهش ، اشاره می کنیم. فرانک برونو ، استعداد را «توانایی بهره بری فوری از آموزش ، تعلیم یا تجربه در یک محدوده مشخص از عملکرد»می داند. شفیع آبادی نیز استعداد را «توانایی بالقوه ای که فرد را برای انجام دادن کار ، آماده می کند»دانسته است.

 

 


کارشناسان و نظریه پردازان واژه استعداد در سازمان ها را با جنبه های متفاوتی تعریف کرده اند. استعداد از مفاهیم اصلی در مدیریت استعداد است. بخشی از سیستم مدیریت استعداد روشن کردن استعدادهای محوری است. مشخص کردن این که کدامیک از ظرفیت¬های انسانی بزرگترین تفاوت را در موفقیت راهبردی سازمان دارد.

 

 

 

برای مثال میشلز و همکاران  (2001، ص 8) استعداد را بسیار کلی تعریف می¬کند: نوعی کد (شناسه) برای شناسایی اثربخش ترین مدیران و رهبران در همه سطوح، یعنی کسانی که می توانند به موفقیت و کامیابی سازمان کمک کنند و عملکرد آن را ارتقا دهند؛ استعداد مدیریتی تلفیقی از ذهن باهوش راهبردی،توانایی رهبری، بلوغ عاطفی و احساسی، مهارت¬های ارتباطی، توانایی جذب و الهام بخشی به افراد با استعداد دیگر، روحیه کارآفرینی، مهارت¬های شغلی و وظیفه ای، و توانایی کسب نتایج است. به نظر ویلیامز افراد با استعداد آن هایی هستند که به طور مرتب ، توانایی استثنایی و فوق العاده و موفقیت را در طیفی از فعالیت¬ها و موقعیت¬ها بروز می¬دهند، یا در یک حوزة تخصصی خاص غالباً شایستگی بالایی را در فعالیت¬هایی بروز می دهند که به تحولات چشم گیری منجر می شود.

 

 

 

فیلیپس و راپر معتقدند استعداد کسی است که دارای تعداد بالا و سطوح بالایی از تعهد و سودآوری باشد، سر کار حضور یابد، و با سطوح بالای اطمینان در سازمان باشند و بتواند بر سطوح رضایت مشتری تأثیر مثبت گذارد.